روزانه 14
امروز شیرین خانم ساعت 6 صبح از خواب بیدار شد.اولین چیزی هم که خواست نونای بود همون سی دی ها که دیروز براش خریده بودم.من هم نماز رو که خونده بودم و می خواستم دوباره بخوابم
از دست خانم گل نمی شد بخوابی حالا دیگه مجبور بودم با شیرین خانم بازی کنم.توی شعر ها و آهنگ های سی دی شعر معرفی میوه ها بود رسید به موز شیرین هم هوس موز به کله اش زد ساعت 6 صبح و موز؟؟؟؟!!! همچینم دندوناشو می چسبونه بهم و می گه موووو موووو کی دلش می آد بگه نه؟؟؟خلاصه تا ساعت 8 همینطوری آهنگ گوش دادیم و بازی کردیم ساعت 8 دیگه خواب بر دختر خانم غلبه کرد و ما هم به همراهش خوابیدیم.تا خود ساعت 10.![]()
امروز شیرین خانم منو هیجان زده کرد چرا؟؟؟چون صبحانه امروزش نون و کره و عسل بود هوراااااااااا طلسم نون و پنیر شکسته شد . هووووووووررراااااااااااااااا
بعدش نوبت رسید به تمیز کاری و جارو .... راستی امروز خاله راضیه قرار بیاد خونمون امروز سورپرایزامون زیاده![]()
شیربن خانم هم کلی به مامانش کمک کرد با هم دیگه جارو زدیم، گردگیری کردیم و ظرف شستیم.
شیرین خانم عاشق نقاشی کشیدنه یه خودکار و یه کاغذ که داشته باشه هم برا خودش شعر می خونه هم نقاشی می کشه.دیشب مامان جون بهش می گفت شکل منم می کشی شیرین هم شروع کرد مامااان، بابااااااا.![]()
روز شنبه با هم رفتیم بیرون براش یه کتاب خریدم تام و جری، هم شعر داشت هم کتاب رنگ امیزی بود.
شعرشو که اصلا نذاشت براش بخونم خیلی شیک مداد رنگی هاشو هم داد به من تا نقاشی هاشو رنگ کنم.
یه همچین گلی داریم ماااااا...![]()
خدایا هزارارن هزار مرتبه شکرت...


روزانه 14
