روزانه 12
دو روزه من و شرین خانم خیلی تنبل شدیم و تا ساعت 10 می خوابیم.شیرین خانم به محض بیدار شدن از خواب دو روزیه که سراغ بابا رو می گیره و من هم با مهربانی می گم بابایی رفته سر کار شیرین دوباره می گه نونای (منظور همان گوشی بخت برگشته بابا هست که روزگار نداره از دست این دختر بلا)شب به عشق نونای می خوابه و صبح نیز به عشق نونای بیدار می شه.حالا جالب اینه که اصلا آهنگ و موزیک و این حرفا هم رو گوشی بابا نیست فقط بازی
... طبق معمول صبحانه می خوریم امروز جاتون خالی نون و پنیر و خیار و گوجه خوردیم شیرین خانم هم فقط خیار و گوجه هاشو می خوره.هود خیلی کثیف شده بود البته بعد از اینکه بابای مهربون خونمون اونو تعمیر کرده بود (آخه مامان خانم مهربون خونمون خرابش کرده بود
)ما دیگه تمیزش نکرده بودیم، دوتایی (مامان و شیرین خانم)رفتیم روی صندلی و شروع کردیم به تمییز کردنش. خییلی تمیز و خوشگل شد.یه کمی هم اوضاع داخل کابینت ها رو سر و سامان دادیم و پس از آن ...تمیز کردن گاز و در نهایت خستگی از انجام این همه کار از خودمان پذیرایی نمودیم میوه خوردیم و به یک باره تصمیم به رفتن به حمام گرفتیم به صرف آب بازی و از آنجا که هر دو عاشق آب بازی هستیم کلیی کیف نمودیم.آخر سر هم زیر دوش کمی نانای کردیم و آمدیم بیرون...
شیرین خانم کاک خواست یعنی کیک به زبون شیرین خودش گفتم.یکی خورد دومی رو خواست ولی دومی پودر کرد روی قالی حالا دیگه نوبت جارو برقی بود.آوردیم جارو هم کشیدیم. بچه ناز و خووشگلم دیگه وقت خوابش بود. ولی من براش قلوه درست کردم که بخوره و تپلی بشه بازی بازی هواسشو پرت کردم تا قلوه ها کباب شد.قربون زبان کوچولوی نازت برم تا تیکه های قلوه رو دیده می گه گووووش گووووش (منظور همان گوشت است)و نوش جان نمود بخور مادر که گوشت شود بر آن تن خسته...
برای خودم هم از شام دیشب یه چیزایی مونده بود که میل نمودیم .الان هم که گلی جونم خوابیده و من هم مشغول ثبت امروز تا این ساعت هستم....
راستی هر چی هم زنگ می زنم مطب این دکتر نخعی برا پوست خطش مشغوله، آخه انگشتای دستم زخم شده و خیلی درب و داغونه...


روزانه 12
